سلام امروز جلسه هفتم بود کار جدیدی رو شروع کردم با طرح اسب و بانویی زیبا سوار بر اسب ...
این طرح منو به یاد آمال و آرزوهای دوست داشتنی ام می انداخت هر چند دلم لغزید اما این نیز بگذرد...
هر آنچه هست نیست.. و هر آنچه میخواهی نشود.. پس بکوش تا آن شوی که باید .
+ نوشته شده در شنبه
1389/04/12ساعت 10:3 بعد از ظهر  توسط یه آشنا
|

با نام و یاد حضرت عشق
امروز هم منوال هر یکشنبه به کلاس معرق رفتم و اولین تابلوی خودم رو کامل کردم البته در این میان
باید یک کار بسیار دشوار رو هم آغاز کنم و شاید یه مدتی نتونم زیاد بنویسم ..برای ما دعا کنید
+ نوشته شده در یکشنبه
1389/04/06ساعت 3:28 بعد از ظهر  توسط یه آشنا
|
سلام
سومین جلسه کلاس رو هم به خوبی سپری کردم ...روی همون تابلوی اول کار کردم یعنی مینی موس.
اما چهارمین جلسه کلاس خیلی مهیج بود ..به خاطر روز پدر یه کار یاعلی رو شروع کردم که واقعا زیبا شد
اگر تونستم حتما براتون عکسشو رو میزارم ....اما کارم ایراد هم داشت که کمی از اون زیبایی اولیه رو گرفت
وقتی کامل شد دورش رو زوار نازک انداختم و فارسی برش هم کردم...آخرش هم یه اسپری براق کننده
زدم که جلوه کار رو بیشتر کرد..
اولین کار آزادم رو هم انجام دادم برای یک خانومی سه تا حرف آ انگلیسی روی چوب راش ساختم و به سلیقه خودم رنگ آمیزی کردم
به امید کارهای زیبا و حرفه ای
به امید روزهای سرشار از عشق الهی 
+ نوشته شده در پنجشنبه
1389/04/03ساعت 2:49 بعد از ظهر  توسط یه آشنا
|
معرق چیست؟؟ در
دایرهالمعارف هنر (نوشته
رویین پاکباز)، در تعریف
معرق چنین آمدهاست: معرق (موزائیک Mosaic) طرح پیک نما یا انتزاعی ساخته شده از قطعات سنگ ، شیشه ، سفال ، چوب رنگین بر روی دیوار ، سقف ، زمین و غیرهاست
مُعَرَّقکاری یا
موزاییک سازی یکی از رشتههای
صنایع دستی است.
معرق سازی در ایران از سده ۶ هجری و دوره
سلجوقیان با ساخت
کاشی معرق پیشرفت کرد و در سده هشتم کاملتر و ظریفتر شد. در سده نهم و دهم هجری نیز رشد بسیار زیادی کرد. شهرهای اصلی معرق سازی در این دوره
اصفهان ،
یزد ،
کاشان ،
هرات ،
سمرقند و
آران و بیدگل بودند.
هنر موزاییک از دیرزمان شناخته شده بود و تا به امروز نیز کاربرد دارد. در
بین النهرین و
مصر باستان نوعی موزائیک در اندازههای کوچک و برای مصارف تزئینی و زینتی ساخته میشد ولی رومیان آن را چون یک قالب هنری همپایهی دیوارنگاری به کار میبردند . صنعت موزاییک سازی توسط هنرمندان صدر مسیحیت ادامه یافت و در اوایل قرون وسطی به خصوص در قلمرو امپراتوران بیزانسی به اوج شکوفایی خود رسید ( مثلاً موزاییکهای
کلیسای سان وتیله در راونا )
معرقکاری در ایران در بعضی از منابع به اشتباه گفته شدهاست که معرق چوب برگرفته از کاشی معرق است و معرق در ایران از هند وارد شدهاست. در حالیکه در سبک هندی چوب زمینهی کار یک تکهاست و به علاوه جنس چوب از فوفل است ..شیوهای کار در سبک هندی به این شکل است که ابتدا طرح را بر روی چوب پیاده کرد و سپس شکلها را بریده و بعد با تکههای مختلف چوب پر میکنند.
طبق آخرین کاوشهایی که در
شهر سوخته واقع در
زابل انجام گرفتهاست، شانهای پیدا شدهاست که بر روی آن گلی با تکههای چوب کار شدهاست. این شانه متعلق به ۵۰۰۰ سال پیش است. پیدا شدن این شانه دلیلی بر بطلان دو نظریه فوقالذکر میباشد. علاوه بر این طرح گل روی شانه با طرح گلی که بر روی سفالینهها کشف شدهاست یکی میباشد که نشان میدهد شانهی یافت شده نمیتواند از جایی وارد ایران شده باشد.(بر اساس کاوشهای استاد
مهران امیر اینانلو)
معرق نوین معرق به شکل امروزی یک هنر نوین است که در سال ۱۳۰۹ هجری شمسی اولین کارگاه آن توسط
حسین طاهرزاده ایجاد شد که کارگاه
منبت بود و توسط
احمد امامی و پسرانش خلیل و علی در سال ۱۳۱۰ در رشته معرق و مشبک به کارگاه منبت فوقالذکر اضافه شد.از اساتید آن زمان میتوان به برادران امامی و استاد
زابلی اشاره کرد. از استادان معاصر میتوان به استاد
اینانلو اشاره کرد که ابداع کننده سبک تفکیک رنگ میباشند. در این سبک تکنیکهای نقاشی را روی معرق پیاده میکنند. تکنیکهایی مانند
پرسپکتیو- سایه روشن - نور و.. ولی در معرق سنتی به صورت
مینیاتور(نقاشی ایرانی) کار میشد و بیشتر طرحهای به کار رفته از اثار
استاد محمود فرشچیان بود. در معرق سنتی مبحثی به عنوان تفکیک رنگ وجود نداشت و به صورت کلی فرمها یک تکه و با کمک خط اره نشان داده میشدند.

+ نوشته شده در شنبه
1389/03/29ساعت 3:2 بعد از ظهر  توسط یه آشنا
|

با نام و یاد آنکه در سختیها بیشتر به یادش داریم
سلام سلامی به گرمای آفتاب سوزان این روزها
مدتی است که میخواهم دستی بر قلم ببرم اما نمیدانم نقطه سر خط کدام است؟؟؟؟؟/
اما میدانم که باید شروع کنم .....
من آمدم................
۲ جلسه به کلاس معرق رفتم ...در اولین جلسه با ابزار و تکنیک گرفتن اره خروسکی و برشهای
ساده و زیکزاک و همچنین کمی از چوبها آشنا شدم ..
در جلسه دوم در نهایت ناباوری شروع به ساخت تابلوی کوچکی شدم که طرح کارتون دارد...
نمیدانم میتوانم یا نه اما تلاشم را میکنم..توکل بر خدا
به امید روزهای شیرین
.زندگي صحنه يکتاي هنرمندي ماست هر کسي نغمه خود خواند و از صحنه رود صحنه پيوسته
به جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد
.
+ نوشته شده در شنبه
1389/03/29ساعت 0:33 قبل از ظهر  توسط یه آشنا
|